موقع خونه تکونی تو انباری یه چیزی پیدا کردم
کلاس دوم ابتدایی که باهاش آشنا شدم و اصول زندگیم رو با قوانینش مچ کردم
از وقتی پیداش کردم گذاشتمش رو میز و هر روز ساعت ها بهش زل میزنم
اون موقع تنها تفریحم بود، خیلی چیزا ازش یاد گرفتم
سال ها طرفش نرفتم و شاید اون آدم قبل نباشم که بتونم بازم بازی کنم
سرباز همیشه دوست داشت به انتهای مسیر برسه که وزیر بشه
رسیدن به انتهای مسیر به معنای تموم شدن زندگیش نبود
وزیر و فیل و اسب و قلعه همه و همه تلاش میکردن که از شاه حفاظت کنن
راستشو بخوای هیچوقت دلیل این کارشونو نفهمیدم
نفهمیدم که چرا همه برای شاهی که فقط ۱خونه میتونه حرکت کنه جون میدن
ساعت ها بازی کردن شاید به باخت ختم میشد
با این حال بازم بازی میکردم…انگار بعضی وقت ها از باخت لذت میبردم
اصلا میدونی چیه؟
شطرنج ازون بازیاست که کیفیت باختش مهمه،
درست مثل زندگیهمیشه که برد نیست

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر