بعضی وقت ها دیگه هیچی جواب نمیده
همه چی رو ول میکنم و میرم یه چایی میریزم بیسکویت رو از کشوی میز در میارم
کارتون میگ میگ رو پلی میکنم به خودم میگم تو همون بچه 13-14 سال پیشی بچه ای که تنها دغدغهش این بود که چطور کویوت میتونه میگ میگ رو بگیره و بخوره
بیخیال بابا..هیچی نشده…بیسکویت رو بزن تو چایی و بخور
خوشحال باش که اینبار دیگه حتما میگ میگ خورده میشه
و بارها و بارها این داستان تکرار میشه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر